باید نوشت باید بسیار نوشت باید خواند ونوشت باید بسیار خواند و به اندازه تمام نانوشته ها نوشت
باید دیوارها را قاب کرد تا از کسالت سفیدی بیرون بریزند
باید سر ده دقیقه زیر کتری را خاموش کرد
باید سه شنبه ساعت ده پرستاران را دید و بعد تمام تلویزیون را تا سه شنبه بعد خاموش کرد
باید به اندازه تمام بشریت غصه خورد و به اندازه لبخند نامریی گلدان طاقچه عادت شاد شد
و گاهی اگر چه این روزها عشق گران است ، باید عاشق شد، شاید تمام انسان ها نیششان تا بناگوش و حومه باز شود اما باور کن که به تمام مقدسات قسم ، در این وانفسای یزید وحسینی که ما را در میان گذاشته اند و تیرهای هر دوطرف زخم ها بر تنمان میزند ، چاره ای نیست جز اینکه اندکی عاشق شد .
…
..
.
کجایی رفیق، های با توام های، تو هم که نیشت تا بناگوش باز شد. ای بابا
برگرد
فوریه 5, 2010 بدست atsizamir
سلام امیر جان
خوبین داداشی
چه خبرا؟
نیستی
زیبا بود
ولی گاهی هم باید سکوت کرد سکوت معنا دار
سلام اصغرجون
ممنون بابت اظهار لطفت ، جای خاصی نیستم ،همون طرف ها یه کم نزدیکتر یه کم دورتر …