زن و شوهر مقابل ماهواره نشسته بودند و پی ام سی نگاه میکردند ، شوهر آرزو میکرد که ایکاش همسرش یکی از آن زیبا رویان خوش قد و هیکل داخل جعبه بود که همیشه بامحبت به آدم مینگرند و آغوششان همیشه برای تنهایی های شوهرشان باز است ، ترانه عوض شد و این بار زن از ته دل آرزو میکرد که ایکاش شوهرش یکی از آن مردان خوش سیمایی بود که همیشه لبخند به لب دارند و با دسته گل همسرشان را غافلگیر می کنند تا عشق بی دریغشان را به آنها ثابت کنند ، مرد برای کشیدن سیگار اتاق را ترک کرد و زنش را جلوی تلویزیون تنها گذاشت ، زن با تلویزیون تنها ماند.