اجداد من پرورش دهندگان اسب بودند ، در مناطق کوهستانی شمالغرب ایران آزادانه و با غرور زندگی میکردند تا اینکه … بگذریم . آتسیز یعنی بی اسب … این اصطلاح مجموع کل محرومیت ها را فرا میگیرد(فرهنگی تاریخی هنری و قومی ) . ایمان دارم زمانی ما به تمام مطالبتمان خواهیم رسید و دیگر کسی آتسیز نخواهد بود
بی عار : به نقل از لغت نامه دهخدا (بی کار و بی عار. [ رُ ] (ترکیب عطفی ، ص مرکب ) بی کاره . که هیچ کار ندارد و از بی کاری عار ندارد. ولگرد . عاطل و باطل . (یادداشت مؤلف )… مقصد همه یکی است عجله ای برای رسیدن ندارم فقط بی پولی اذیتم میکند نمیتوانم بی عار کامل باشم … حیف
روح : وجود دارد اما دیده نمیشود درست مانند من که هستم مثل تمام ما ، اما دیده نمیشوم
خاکستری : نه سیاه نه سفید ، نه خوب نه بد
توهم : حقیقت که امروزه خریداری نداره . اگر هم کسی ناراحت شد بهش میگیم آروم باشه فقط یه کم توهم زدم (بین خودمون بمونه ) …